بهترین فیلم های سال ۲۰۱۹ – جواهرات تراش‌نخورده

فیلم آنکات جمز کار براداران سفدی(بنی و جاشوا) درباره یه فروشنده جواهراته که به نظر من تو کارش بسیار خبره است و کلا انسان باهوشیه و بخاطر همین حس میکنم یه استعاره ای در اسم فیلم هست، الماس های تراش نخورده، شاید یکی از همین الماس ها خود کاراکتر اصلی فیلم یعنی هاوارد باشه.

بازیگر مرد شایسته فیلم هم آدام سندلره که شاهکار هایی! مثل دتز مای بوی در کارنامه اش داره ولی بدون اغراق این بازی ای که من ازش توی این فیلم دیدم به تنهایی میتونست به فیلم ارزش دیدن بده ولی نکته مثبت فیلم فقط همین نیست، فیلمنامه خیلی تمیز و درست و بسیار خوش ریتمی که شما رو تا پایان پای فیلم میخکوب میکنه و اونقدر درگیر هاوارد و کاراش میشید که اصلا آخر فیلم آدم حس میکنه اون کارها و اون ممارست از طرف هاوارد کاملا میل قلبی خودش هم بوده و این نشون میده که آنکات جمز قراره خیلی مخاطب خودش رو درگیر بکنه و نذاره مدت دو ساعت و تقریبا یک ربعه فیلم به منزل دیگر بازیگر فیلمه که برعکس خوانندگیش در این فیلم بازی به اندازه و تکمیل کننده خوبی داره برای آدام سندلر، دیگه کی تو فیلم بازی میکنه؟ کوین گارنت.

بسکتبالیست ان بی ای و بازیکن دو متر یازده سانتی سابق تیم مینه سوتا تیمبر لوز که با اون قدش اصلا اگر نشناسید باورتون نمیشه این آدم بازیگر حرفه ای سینما نیست. خیلی هم نقش هیجان انگیزی در فیلم داره و هاوارد در فیلم روی بازی های بسکتبال شرط بندی میکنه و خیلی به کوین علاقه‌منده.


از نکات دیگه فیلم میشه به فیلمبرداری داریوش خنجی در فیلم اشاره کرد و اونقدر این آقای خنجی آدم بزرگواریه و توی چندتا از فیلم های بسیییار دوسییت داشییتنی وودی آلن مثل نیمه شب در پاریس فیلم برداری کرده که نمیشه مثلا خیلی به فیلمبرداریش توی این فیلم مفتخر بود ولی به هرحال شما طبل شادانه رو بیار.


من قرار شده تو این قسمت حداکثر درباره هر فیلم هزار کلمه صحبت کنم ولی توی همین بحث مختصر هم دلم نمیاد به این اشاره نکنم که اساسا قضیه شرط بندی و ِبت و حداقل اون کانسپتی که ما ازش تو ایران میشناسیم و البته خیلی نزدیکه به نمونه جهانیش اینه که برنده و بازنده توش معنی نداره و ما که با سایت های شرط بندی حمایت شده توسط رپرهامون و کانال های تلگراممون و صفحات اینستاگراممون با این پدیده همیشه روبروییم، کاش متوجه باشیم که برنده اصلی این کار در حداقل اندازه غیرحرفه ای ایرانیش “صاحبان و تبلیغ کنندگان” سایت هستند. حالا بماند که در اندازه جهانیش هم تقریبا همینطوره و اگرنه شما تابلو های تبلیغاتی و خیلی چیزای دیگه مرتبطت با فوتبال رو نمیدیدی که سایت های بت رو تبلیغ کنند.

میخواستم بگم که با اینکه من با نگاه به اینکار شبیه سرگرمی مخالف نیستم ولی متاسفانه یه سرگرمی ایه شبیه مواد مخدر واقعا و بخاطر همین اصلا نمیشه تجربه و امتحان کردنش رو به هیچکس توصیه کرد چون میدونیم که توی بعضی از راه ها برگشتی نیست.
بگذریم، نه من خیلی آدم درستی ام برای اینکار و نه شما دوست دارید نصیحت بشید، ولی به هرشکل اینارو گفتم که به این نتیجه برسم این فیلم، به خوبی نشون میده که ول نکردن و ممارست در بعضی از کارها نتیجه خوبی نخواهد داشت و (خنده) آخر و عاقبت نداره.


فیلم علاوه بر مسئله شرط بندی به روابط آشفته هاوارد هم چه با دوست دخترش (یا همچین چیزی) و چه با همسرش میپردازه و تا اونجایی که من فهمیدم جریان طلاق هاوارد از همسرش که قراره در آینده فیلم رخ بده یه جورایی برمیگرده به زندگی واقعی برادران سفدی که پدر و مادرشون از هم طلاق گرفتند و به خوبی تجربه آشفتگی اختلافات بین یک زوج در یک خانواده رو در فیلم به تصویر کشیدن، از بقیه فیلم های این دوتا برادر میشه به ددی لانگ لگز یا بابا لنگ دراز و همین طور گود تایم اشاره کرد که اونا هم ارزش دیدن دارند ولی من اجالتا توصیه حتما بخاطر ارزشییی که مضامین فیلم آنکات جمز دارند و همینطور ارزش فنی ای که این فیلم قطعا داره فیلم رو ببینید و از بازی آدام سندلر لذت ببرید.

دیدگاهتان را بنویسید