بهترین فیلم های سال ۲۰۱۹ – داستان ازدواج

فیلم داستان ازدواج یا Marriage Story از فیلم های سال گذشته سینمای آمریکاست به کارگردانی نوآ بامباک پنجاه ساله، این فیلم به داستان طلاق یک زوج می‌پردازه ولی خب اسم فیلم داستان ازدواجه! نکته هم همینه، کارگردان سعی داره بگه ازدواج همینه، زندگی همینه و آدم ها اینطوری ان.

یاد یک اجرا از لویی سی کی میفتم که در اون می‌گفت: می‌‎دونید بهترین قسمت ازدواج چیه؟ طلاق، طلاق رهایی لویی سی کی از بند هراسناک ازدواج بود. اصولا انسان موجودِ عجیبیه که ازدواج می‌کنه و بعد درباره اش غر می‌زنه.

اما فیلم، فیلم بسیار تحت تاثیر زندگی شخصی خود نوآست. شاید براتون جالب باشه “کارگردان” فیلم درست مثل کاراکتر کارگردان در فیلم با همسرش که زندگی میکرده چالش بین رفتن و ماندن در نیویورک و لس آنجلس رو داشتند و همسرش هم بازیگر بوده، کی؟ خانم جنیفر جیسن لی.

پس با همین اشارات محدود من متوجه اشتراک داستان فیلم با زندگی خود نوآ میشید، هرچند زندگی زناشویی نوآ با فیلم اشتراکات بیشتری داره ولی فکر نکنم دیگه بیشتر از این براتون جالب باشه، اما خود نوآ در زندگی پیش از ازدواجش هم درگیر طلاق بوده و بچه طلاقه (اگر ترکیب قشنگی باشه) و اینکه بعد از طلاقش از جنیفر جیسن لی از سال ۲۰۱۳ با گرتا گرویگ رابطه داره که حدس بزنید اون کیه؟ کارگردانه، کارگردان فیلم “زنان کوچک” که در لیست امسال بهترین فیلم های میدنایت‌کست دنبالش نگردید، نیست. جالب اینجاست هر دو نفر با فیلم هاشون نامزد اسکار بهترین فیلم سال ۲۰۲۰ شده بودند.

کارگردان فیلم می‌خواسته که فیلم یک داستان عاشقانه و واقعا هم هست، اگر درست سراغ فیلم بریم و درباره یک موضوع مهمتر به جز عشق و برداشت هاش از زندگی شخصیش در فیلم صحبت می‌کنه که این از همه چیز بیشتر منو به فکر فرو برد و اون هم “چالش طلاقه”، یعنی طلاق بی دردسر و کاملا با توافق طرفین در نهایت در فیلم به جنگ بزرگی بین زوجِ فیلم تبدیل میشه و روند فرسایشی طلاق زوج فیلم رو کاملا از پا در میاره. در کنارش حالا شما هیولایی ها رو تصور کنید در قامت وکیل! (هرچند وکیل خیلی کیوت و مهربون هم در فیلم داریم ولی در اون شکل از سیستم قضایی و با روند فرسایشی طلاق، وکیل های کیوت و مهربون به درد شما نمی‌خورند) در این فیلم و شاید تا مقدار زیادی در واقعیت وکلا، وکیل مدافع شیطان نیستند، بلکه خود خود شیطانند.

آدم هایی که یک ماجرای سر راست رو از زاویه دید بسیار پیچیده می‌بینند و برای اثبات مهارت و فن خودشون در دادگاه فریاد می‌کشند و می‌‌جنگند و اون طور که به نظر میاد آخرین دغدغه این قشر محترم، آدمه، انسانه.

درباره بازیگری های فیلم هم اگر بخوام صحبت کنم، آدام درایور جزو اون دسته از بازیگران خوب و بی حاشیه ایه که من براش احترام بسیار زیادی قائلم و مشخصا خودش رو وقف این نقش و بازی در این نقش نسبتا سخت کرده و در فیلم مشخصه بارزش فراموش شدنش و فرسوده شدنش در جریان داستانه. (شما به کاستوم هایی که در فیلم می‌پوشه دقت کنید، یکی مرد نامرئیه و اون یکی کاستوم یک روح) اسکارلت جوهانسون دیگه اون بازیگر اغواگر و جذاب نیست! در واقع اون الان دیگه یه بازیگر خوب و با تکنیکه که باید با چشم دل نگریستش. (بازیش در فیلم جوجو ربیت رو هم در نظر بگیرید)

اما من قطعا اسکار نقش مکمل زن رو حق “لورا درن” نمی‌دونم، ولی بازی و میمیک و همه چیز “ری لیوتا” در نقش وکیل خبیث چارلی رو پذیرفتم و خیلی دوست داشتم.

در نهایت فیلم “داستان ازدواج” از استاندارد های خوبی برخورداره، چه از نظر تکنیکی چه از نظر روایت، مثلا سعی شده (تاکید می‌کنم سعی شده) نماها و نریشن ها و تایم لاین فیلم به شکلی تقسیم بشه که به مخاطب القا نشه که طرف یکی از آدم های تو فیلم رو بگیره. هرچند حداقل من شاید بخاطر تجربه تلخ خود کارگردان که در شخصیت چارلی نشسته بود و یا شاید بخاطر علاقه شخصیم به آدام درایور یا هر چیز دیگری خیلی ارتباط بیشتری با چارلی فیلم گرفتم. در نهایت فیلم رو ببینید و لذت ببرید.

دیدگاهتان را بنویسید