میدنایت‌ ۷ – وال · ایی؛ اینک! به سِحرِ عشق

توضیحات:
پادکست هفتم میدنایت‌کست
وال · ایی؛ اینک! به سِحرِ عشق

در این قسمت به جنبه های فنی و هنری وال ایی پرداخته شده، بررسی می کنیم که چرا این انیمیشن یکی از بهترین انیمیشن های تاریخه و تحلیلی روی تمام شخصیت هاش داشتیم، و نگاهی به ارجاعات و نماد های وال ایی کردیم. بخش ویژه این قسمت بیان تفاوت های بین جنس و جنسیته و ارتباط اون ها با دنیای ربات ها و وال ایی است.

  • متن اپیزود:

بخش ویژه:

بخش ویژه:
قبل از این که وارد جزییات خود انیمیشن وال ای بشیم باید اول ببینیم اصلا جنسیت چیه و جنس چیه. تو انگلیسی اولی رو میگن جندر و دومی رو میگن سکس

سکس یا جنس همون آرایش بیولوژیکی بدن ماست که شامل  هورمون‌ها، کروموزوم‌ها و اندام‌های داخلی و خارجی جنسی افراد میشه. جنس باعث میشه جنس نر رو از جنس ماده تشخیص بدیم.

جنسیت یا همون جندر همون رفتار های اجتماعی و نقش افراد در جامعه است که به فراخورجوامع متفاوته. جنسیت نقشیه که جامعه برعهده مرد و زن میذاره.

خیلی جمع و جور بخوام بگم ما نر یا ماده به دنیا میایم و بعد تصمیم میگیریم مرد باشیم یا زن.

البته بعضی از افراد تو همین زمینه معتقدند علاوه بر ویژگی های بیولوژیکی ویژگی های فیزیولوژیکی افراد هم همون بدو تولد معین شده، یعنی ما یا مرد به دنیا میایم یا زن.

خیلی نمیخوام مقدمه طولانی ای داشته باشیم باز در طول پادکست هرجا لازم باشه توضیحات بیشتری رو میگم و لینک یک مقاله مفید و مختصر تو همین زمینه رو هم در توضیحات پادکست قرار میدم.

“وال ای” انیمیشن علمی تخیلی محصول سال ۲۰۰۸ کمپانی پیکسار در مورد روبات کوچکیه که کارش تمیز کردن جهنم فوق العاده کثیف و الوده ی زمینه.

این انیمیشن چند پیام مهم و آشکار داره که واضح ترین اونها هشدار دادن در مورد مصرف گرایی بیش از حد، تخریب محیط زیست و بی خیالی و دست روی دست گذاشتن جامعه اس.

 با این وجود “وال ای” ده سال بعد از اکرانش، مسئله ی مبهم دیگه ای رو هم به چالش میکشه: تعریف ما از “جنسیت”

 در مورد این که “جنسیت” با “جنس” فرق داره یا نه هنوز شک و شبهه زیادی وجود داره. اونهایی که میگن فرق داره، اعتقاد دارن که “جنس” بر اساس اندام جنسی مشخص میشه اما “جنسیت”  یک مفهوم اجتماعیه که بر اساس تفاوت های موجود بین دو جنس ساخته شده.

 به عبارت دیگه ما “مذکر” و “مونث” بدنیا میایم، ولی جامعه به ما آموزش میده که “مرد” یا “زن” باشیم.

 از طرف دیگه اونهایی که میگن جنس و جنسیت فرق ندارن، اعتقاد دارن که تفاوت های روانشناختی بین دو جنس، نتیجه ی مستقیم فاکتورهای بیولوژیکه و در واقع ما از اول “مرد” یا “زن” بدنیا میایم.

البته هر دو طرف این مسئله که از هر ۲۰۰۰ کودک، یکی دوجنسه  یا اینترسکس متولد میشه رو نادیده می گیرن اما این موضوع بحث توی این مقاله نیست.

من کاملا اعتقاد دارم که جنس و جنسیت دو مفهوم جدا هستن، اما توضیح دادن مسئله ای اینقدر ذاتی و درونی در قالب کلمات همیشه برام سخت بوده. اینجاست که وال ای وارد میشه.

وال ای یک روباته. این رو کاملا متوجه ام، اما سوال اساسی پادکست اینه: وال ای دختره یا پسر؟

این سوال رو قبلا از چند نفری پرسیدم. افرادی که تو بحث جنس و جنسیت تو جبهه های مخالف بودن اما عکس العمل هر دو گروه در نهایت یک چیز بود: درجا خشکشون میزد، نور از چشمهاشون ناپدید می شد و میتونستی ببینی که چرخ دنده های ذهنشون شروع به چرخیدن کرده، اما در نهایت همشون یک جواب دادن: “پسره”

اما چرا؟

توی این مرحله جواب های متفاوتی گرفتم : “چون قهوه ایه” ، “به خاطر صداش” ، “چون… نمیدونم، هست دیگه” تقریبا همه سردرگم شده بودن و جواب هیچ کس حتا از نظر خودش قانع کننده نبود.

وال ای ممکنه هوشمند باشه، اما اندام جنسی و توانایی تولید مثل نداره به همین دلیل وال ای “جنس” نداره، اما میتونه “جنسیت” داشته باشه.

این برای من کلید درک تفاوت بین جنس و جنسیته.

“جنس” بیولوژیکه، برای همین هم ملموس و مشخصه اما جنسیت نه. در واقع تصمیم ما برای تبدیل شدن به مرد یا زن، بیشتر از این که به بیولوژی بدنمون مربوط باشه، مربوط به اینه که چطور تصمیمات و عقاید شخصی ما توی جامعه به هم پیچیده و شدت گرفته.

اما چرا وال ای رو پسر میدونیم؟ با وجود این که نمیتونیم جنسیت این ربات مطمئن باشیم، باز هم سازندگان فیلم برامون سرنخ هایی گذاشتن.

اولین چیزی که در فیلم میشنویم، خطوط اول اهنگ put on your Sunday clothes”” برگرفته از برادوی موزیکال hello dolly!  یه.

 بخش هایی که نقش مهمی در سراسر داستان وال ای دارن. وقتی صدای آهنگ محو میشه، متوجه میشیم که منبع صدا اسپیکر های خود وال ای هستن. این آهنگیه که وال ای موقع جمع کردن زباله ها پخش میکنه و میخونه.

ظاهرا این آهنگ برای وال ای خیلی مهمه. همین طور ، اون کلیپ هایی از فیلم رو تماشا میکنه و حتی با گذاشتن در سطل آشغال به جای کلاه، از کرنلیوس هاکل (کاراکتر فیلم) تقلید میکنه.

شاید زیاده روی باشه که بگیم وال ای از شخصیت کرنلیوس برای ساختن یک هویت جنسیتی واسه خودش استفاده کرده، اما چیزی که مشخصه اینه که وال ای به شدت با این کاراکتر همذات پنداری میکنه.

بعد ما “ایو” رو داریم که در جستجوی حیات گیاهی به زمین میاد. وقتی از مردم درباره ای ایو پرسیدم، همشون میدونستن که ایو دختره. این خیلی مهمه چون زمینه ای بهمون میده که میتونیم توش چیزهایی رو مقایسه کنیم.

وال ای وقتی تنهاست، مهم نیست دختره یا پسر، اما وقتی پای بخش رمانتیک ماجرا میاد وسط یکدفعه هممون کارآگاه تشخیص جنسیت میشیم.

برای همین میپرسم: چی باعث میشه ایو دختر باشه؟ صداش؟ بدنه ی گرد و صیقلیش؟ رنگ سفید یخچالی تمیزش؟

ایو هم مثل وال ای اندام جنسی و توانایی تولید مثل نداره. ایو ماشینیه که به طور بیولوژیک جنس نداره، اما با این وجود اون دختره و وال ای پسر.

فقط این نیست. اونها عاشق همدیگه ان. میتونم اینجا یک کتاب کامل در مورد این که چطور دو جسم بی جانی که عاشق هم هستن، جنس مخالف تصور میشن بنویسم اما موضوع این نیست.

اگر به قدرت مسائل رمانتیک برای تحمیل جنسیت اعتقادی ندارید، به C3Po، BB-8  و R2-B2  ی جنگ ستارگان فکر کنید. جنسیت اونها چی بود؟

در غیاب مسائل عشقی برای روباتهای انسان نما احتمالا زیاد هم بهش فکر نکردید، حتی با وجود این که C3PO  نسبت به ایو و وال ای بیشتر شبیه انسانهاست.

پس اگر جنس و جنسیت یکی هستن، چطور دو تا ماشین که جنس ندارن میتونن جنسیت داشته باشن؟

شاید ما فقط داریم افکار و عواطف انسانی مون رو به ربات ها نسبت میدیم. این اولین بارمون نیست. به طور کلی انسان تمایل داره که الگوهای تکرار شونده ای رو اطرافش ببینه، حتی اگه اونا اصلا وجود نداشته باشن. مثل دیدن صورت تو اشیای بی جان.

به هر حال سازندگان فیلم شباهت معناداری بین وال ای و کرنلیوس ایجاد کردند، اما در هیچ جایی از فیلم اشاره ی مستقیمی به این که ایو دختره و وال ای پسر نمیشه و شاید این فقط ما مخاطبان هستیم که توی ذهنمون تا این مرحله پیش میریم

من موافق نیستم. به نظرم این که ما به راحتی مفاهیمی مثل زنانگی و مردانگی رو به اشیا یا موجوداتی که جنس ندارن انتقال میدیم نشان دهنده ی اینه که جنسیت توی دل جنس کاشته نشده. مسلما در هم تنیده شدن، اما هر کدوم ماهیت کاملا مستقل خودشون رو دارن.

به یه مفهوم انتزاعی دیگه نگاه کنید: پادشاهی. فکر نمیکنم کسی معتقد باشه دولت چیز بیولوژیک و ذاتیه اما ما باز هم از اصطلاحاتی مثل “ملکه” یا “کلنی” برای حیواناتی استفاده میکنیم که از درک مفهومی مثل حق پادشاهی عاجز هستن.

مسلما این پادکست کوتاه قرار نیست به شک و تردیدهایی که سالهاست در دادگاه ها، کلاسها ، ازمایشگاه ها و سراسر جهان وجود داشته پایان بده.

میدونم که احتمالا نظر افراد زیادی رو با نظریه پردازی روی روباتهای انیمیشنی تغییر نمیدم، حالا هر چقدر هم که بامزه و دوست داشتنی باشن.

برای اونهایی که از قبل موافق بودن، این ممکنه یه راه برای توجیح ساده ی چیزی که توی ذهنشون میگذره باشه، اگر هم موافق نبودید، امیدوارم حداقل به نظرتون اومده باشه که جنسیت دقیقا همون جنس نیست، حتی اگه نظرتون رو کاملا تغییر ندادم.

متن اصلی:



من نمیخوام زنده بمونم، من میخوام زندگی کنم …

تصور کنید یه روزی تاریخ مصرف زمین به پایان برسه، همه زمین رو ترک کنند و تنها چیزی که باقی میمونه یک ربات باشه که شاید یادشون رفته خاموشش کنند.

این ایده اصلی داستان انیمیشن وال ایی ــه. وال ایی کوتاه شده عبارته Waste Allocation Load Lifter Earth-class هستش که یه چیزی تو مایه های آشغال جمع کن زمینی باید معنیش کنیم.

ایده اولیه و تک خطی فیلم یه روز موقع ناهار به ذهن “اندرو استنتون” میرسه، اون روز استتون به همراه چندتا از دوستان نویسنده و انیمیشن سر میز ناهار یک بارش فکری راه میندازن و ایده اولیه وال ایی روی یک دستمال کاغذی شکل میگیره و بعد از فایندینگ نمو که همون انیمیشن هم از همین میز های ناهار و بارش های فکری ایده ساختش شکل گرفته بود، وال ایی وارد مرحله تولید میشه.

فیلم گرچه از نظر تکنیکی و ساخت یکی از بهترین و پرکار ترین انیمیشن های زمان خودش بوده اما به یک ویژگی اصیل دنیای سینما وفاداره که در قسمت های قبلی گفتیم که مولفه اصلی سینمای کلاسیکه و اونم قصهِ دقیق و کاملا حساب شده است.

چرا این فیلم از نظر ساخت یکی از بهترین ها بود؟
انیمیشن های شاخص اون زمان که توسط همین پیکسار و دیزنی تولید میشدند یه چیزی بین ۵۰ تا ۷۵ هزار تصویر برای استوری برد داشتند. اما وال ۱۲۵ هزار تصویر استوری برد داشت که توسط شش طراح اصلی که در یک مقطع از تولید انیمیشن به ده نفر هم رسیدند طراحی شدند.

گروه تولید خیلی روی فیزیک وال ایی و ساختارش کار کردند تا به شکلی باشه که هر قسمت از بدنش یا درست تر بگیم بدنه اش به نور واکنش مناسبی نشون بده.

از نظر جلوه های صوتی هم وال ایی در نوع خودش منحصر به فرده، برای فیلم بیشتر از ۲۴۰۰ ساوند افکت ساخته شده که تقریبا دو برابر ساوند افکت های استفاده شده در استار وارزه.

چون فیلم از دیالوگ های کمی بهره میبره وظیفه سنگینی روی دوش فیلم برداری و نورپردازیه، به همین دلیل فیلم بخش مهمی از موفقیت خودش رو مدیون خلاقیت استنتونه

اما اون چیزی که تولید وال ایی رو برای من خیلی هیجان انگیز تر میکنه اینکه گروه تولید از سِر راجر دیکنز اسطوره فیلم برداری تاریخ سینما دعوت کردند که برای طراحی لی اوت ها کمک کنه تا شبیه سازی حرکات دوربین به خوبی انجام بشه.

اندرو استتون از پیکسار خواست راجر دیکنز رو برای پروژه به خدمت بگیرند، چون میخواست چیزی متفاوت با هرآنچه تا روز ساخته شده بود بسازه، استتون دنبال این بود که سکانس اول واقعی تر از ساخته های قبلی استودیو باشه؛ و این اتفاق هم افتاد، دقیقا نور پردازی و حرکات دوربین در سکانس اول و تقریبا در کل زمان فیلم خیلی به لایو اکشن ها نزدیکه.



البته وال ایی اولین انیمیشن پیکساره که از لایو اکشن در فیلم هاش استفاده کرده، همون صحنه های سخنرانی رییس جمهور که نقشش رو فرد ویلارد کمدین آمریکایی بازی میکنه.

اما قصه و فیلمنامه فیلم …

 اندرو استتون به همراه جیم کاپوبیانکو فیلمنامه دقیق و حساب شده ای برای وال ای نوشتند که مثلا در یک ربع اول تنهایی وال ایی رو داریم، یک ربع دوم وال ایی سعی میکنه توجه ایو رو جلب کنه، یک ربع سوم وال ایی با انسان ها و افراد داخل سفینه آشنا میشه، یک ربع چهارم شامل حوادثی میشه که در اونجا به وجود میاد و در نهایت به عشق ایو و وال ایی ختم میشه. در نیم ساعت پایانی هم اون مبارزه انسان و ماشین شکل میگیره.

فیلمنامه نویس میگه فیلمنامه چهار سال وقت برد، آغاز داستان از اول مشخص بود ولی پایانش خیلی استتون رو درگیر کرده بود و هی مجبور بود به عقب برگرده تا یه سری تغییرات اعمال کنه که داستان با پایان بندی همخوانی داشته باشه.

جان لسه یکی از موسسان استودیو پیکسار میگه : سراغ یه سری آدم حرفه ای استوری برد رفتم و بهشون گفتم لطفا از انیمیشن های قبلی الهام نگیرید و بیشتر برید سراغ سینمای هیچکاک، ولز، کوبریک یا اسکورسیزی چون اون ها مصداق بارز قصه گویی هستند و این به خوبی رویکرد پیکسار به داستان گویی و سینمای کلاسیک رو نشون میده.

شخصیت ها :

شخصیت پردازی همیشه یکی از نقطه قوت های اصلی انیمیشن های پیکسار بوده، شخصیت های عمیق انیمیشن های پیکسار بچه هارو غرق در خودشون میکنند و بزرگتر هارو به دنبال کردن فیلم جذب میکنند.

وال ایی رباتی هستش که با نور خورشید شارژ میشه و خیلی آروم، معصوم و ساده است، گاهی اوقات هم باهوش و بدجنس میشه درست مثل چارلی چاپلین و شخصیت هایی که در فیلم هاش بازی میکرد. حداقل رفتار های وال ایی من رو خیلی یاد چارلی چاپلین مینداخت.
راستش پیدا سادگی و معصومیت در دنیای امروز و بین انسان های مدرن کار سخت و دشواری شده، بخاطر همین دیدنش تو دنیای ربات ها هیجان انگیزه.

یک سوسک قبل از Eve یاد غار وال ایی روی زمین بود، مثل همیشه شخصیت پردازی این سوسک و سایر شخصیت های فرعی انیمیشن  از جمله  MOشاهکاره و حتا این شخصیت های کمرنگ قصه هم در خاطره ها موندگار میشن.

یک چیز جالبی که در مورد این سوسک وجود داشت این بود که وال ایی موقع ترک کردن زمین بهش گفت: بمون همینجا. و سوسک تا برگشتن وال ای همونجا صبر کرد. این داستان آشنا به نظرم الهام گرفته از داستان هاچیکو و شابروئه. هاچیکو سگ ژاپنی بود که سال ها در ایستگاه قطار منتظر صاحبش شابرو موند و در نهایت بعد از مرگش به عنوان نماد وفاداری شناخته شد.

ایو درست مثل وال ایی مخفف چندتا کلمه است که معنیش میشه : کاوشگر حیات در سیارات دیگر. البته به معنای حوا هم هست که در ادامه بهش خواهم پرداخت.
 طراحی بدنه ایو خیلی شبیه دیوایس های اپله و حتا صدای لانچ شدن دیوایس های اپل هم برای این شخصیت استفاده شده.

علی رغم کار خیلی زیاد بر روی شخصیت ها و جزییات بسیار خوبی که شخصیت ها دارند و البته ساوند افکت های بی نظیر فیلم، اما از کوچیکترین گروه صداپیشگان در بین انیمیشن های پیکسار در وال ایی استفاده شده و دلیلش هم واضحه بخاطر کم بودن دیالوگ های فیلمه.

ارجاعات :

بارزترین ارجاع فیلم، ارجاع به فیلم “سلام دالیِ” جین کلیه، این فیلم مونس شبانه والی بود.

جذاب ترین ارجاعات فیلم اما به فیلم ۲۰۰۱ : یک ادیسه فضایی کوبریکه، این ارجاعات هم از نظر تماتیک هم از نظر موسیقی در وال ایی دیده میشه.

در هردو فیلم دو قطعه موسیقی “دانوب آبی” و “چنین گفت زرتشت” در سکانس های مشابهی استفاده شده.

این قطعه (دانوب آبی )در ۲۰۰۱ سرمستی حضور در فضا رو نشون میده و در وال ایی هم زمان روبرو شدن با کاپیتان این قطعه رو میشنویم.

همینطور که این قطعه (چنین گفت زرتشت) در ۲۰۰۱ قدرت بشر رو به رخ میکشه و در وال ایی زمان نبرد کاپیتان با Auto این قطعه رو میشنویم. در نهایت این نبرد به نفع بشر یعنی کاپیتان تموم میشه.

خود Auto و خصیصه های رفتاری و ظاهریش هم مارو به شدت یاد هال ۹۰۰۰ در ۲۰۰۱ میندازند.

فیلم ارجاعات دورتر دیگه ای هم داره که چون از اهمیت کمتری برخوردارند ازشون میگذریم.


وال ایی یک اثر انسان گرایانه یا آنتروپومورفیسم محسوب میشه، مثل نقاشی “آفرینش انسان” مایکل آنژ یا کلیله و دمنه و هر اثری دیگه ای که در اون تعبیری انسان گونه شده از چیزی که خصلت یا شکل انسانی نداره.

یک مثال جالب برای آنتروپومورفیک نقش روباه در ادبیات ماست. این حیوان دوست داشتنی تو ادبیات ما با حیله و مکر شناخته میشه و مشهورترین نمونه اش داستان روباه و زاغه. تقریبا بیشتر شاعران مطرح ما مثل مولانا، حافظ، سعدی و پروین اعتصامی استاد انسان گری ادبیات معاصر از استعاره روباه در شعرهاشون استفاده کردند.

در کل همین حالا هم انسان گری تو ادبیات عامیانه و غیر عامیانه ما رایجه و مردم در مکالمه های روزمره شون به وفور از این استعاره ها استفاده میکنند.

پوچی و بیهودگی ای که شخصیت اصلی فیلم بعد از ۷۰۰ سال آشغال جمع کردن در نهایت به این منجر میشه که این سوال رو از خودش بپرسه: در زندگی حتما باید یه چیزی به غیر از این کاری که من میکنم وجود داشته باشه.

این شاید یک تلنگر اساسی به مخاطبه که حتا اگر ۷۰۰ سال هم زندگی کنه بازهم اسیر روزمرگی و پوچی میشه.

داستان فیلم خواسته یا ناخواسته یادآور پرومتئوس، اسطوره یونان باستانه. یعنی مطمئن نیستم این استعاره در فیلم عمدا شکل گرفته باشه ولی به هر شکل برداشت روایی جذابیه.

پرومته یا پرومتئوس خدای آتشه و عاشق آتینا دختر زئوس بود و تنها کسی بود که آتینا رو بوسید. این دو نفر خیلی همدیگرو دوست داشتند و در نهایت آتینا کمک کرد که پرومته آتش رو بدزده و در اختیار انسان قرار بده.

دقیقا در انیمیشن ما هم وال ایی یک گیاه رو نجات میده و دوباره به انسان ها میرسونه.

یک نگاه نمادین دیگه انیمیشن وال ایی وجود داره که در اون وال ایی مثل آدم، انسان تنهای روی زمینه و بعد یک جفت بهش عطا میشه. و اون جفت ایو یا حواست.

یک منتقد شوخ طبع درباره وال ایی میگه : همونقدر فرهنگ مصرف گرایی و زباله سازی بشر در دنیای امروز میتونه جهان رو به نابودی بکشه میتونه الهام بخش آثاری مثل وال ایی باشه و این آثار جهان مارو قشنگ تر میکنند.

اینا فقط چندتا از مواردی هستند که موجب شدند فیلم به چیزی فراتر از یک انیمیشن معمولی تبدیل بشه و یکی از بهترین انیمیشن های تاریخ شکل بگیره.

دسترسی به تمام قسمت های میدنایت کست: https://pod.link/1415486344

دیدگاهتان را بنویسید